هدف: هدف این پژوهش ارزیابی انطباق برنامه درسی کارشناسی علم اطلاعات و دانششناسی با دیدگاههای متخصصان و مهارتهای مورد نیاز دانشآموختگان برای ورود به بازار کار بر پایه طبقهبندی بلوم بود. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار )قیاسی( بهره برده است. دلیل انتخاب این روش، یافتن مفاهیم پنهان در اهداف رفتاری سرفصلهای درسی و تحلیل آنها از دو بعد شناختی و دانشی است. الگوی به کار گرفته شده در تحلیل محتوای دادههای این پژوهش، طبقهبندی بازنگری شده بلوم )توسط اندرسون و کراسول) بوده که با تحلیل محتوای هدفهای رفتاری در سرفصلهای کارشناسی رشته، آگهیهای استخدام و نظرات متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی بر پایه طبقههای یاد شده در این طبقه بندی )مقولههای اصلی و فرعی( انجام شده است. جامعه پژوهش به این شرح است: 1. آخرین ویرایش سرفصلهای کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانششناسی 1333، شامل 61 درس در سه بخش، درسهای تخصصی اجباری 33 درس، درسهای پایه 13 درس /11/ مصوب 22 و دروس تخصصی اختیاری 12 درس که در قالب گروههای موضوعی )متون تخصصی انگلیسی، مبانی رایانه و فناوری، مدیریت، پژوهش و نگارش، سازماندهی، مرجع شناسی، کتابخانه و اطلاعات، کارآموزی، مبانی، سایر دروس) تقسیم بندی شدند. 2 متخصصان و صاحبنظران علم اطلاعات و دانششناسی در حوزه آموزش این رشته که تعداد این افراد 42 نفر بوده، برحسب دسته بندی موضوعی که بر روی سرفصلهای کارشناسی این رشته انجام شده بود، به ازای هر دسته موضوعی تعدادی از این اساتید برحسب سابقه تدریس و تجربه پژوهشی در این حوزه ها انتخاب شدند. 3. آگهیهای استخدام منتشر شده در جراید، روزنامهها و وبسایتها در 13 سال اخیر که جمع آوری شده و تحلیل محتوا شدند. نمونهگیری در این پژوهش به روش هدفمند و براساس تخصص و تجربه آموزشی و پژوهشی استادان دانشگاهها در حوزههای موضوعی گوناگون انجام شد. ابزار پژوهش سیاهه وارسی بود که بر پایه طبقه بندی بازنگری شده بلوم توسط اندرسون و کراسول 2331 ( انجام شد. این سیاهه وارسی در قالب یک ماتریس 13 (11 بود که ستونهای آن نشانگر نوع دانش شامل 4 نوع و 11 زیرشاخه و سطرهای آن شامل 6 مهارت و 13 زیرشاخه بود. جهت تحلیل دادههایی که از سه گروه جامعه گرفته شده بود، کدهایی از طبقه بندی بازنگری شده بلوم گرفته شده و در نرم افزار MAXQDA 2020 تعریف شد. پس از تعریف کدها در نرم افزار، فایلهای مربوط به سرفصل کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانششناسی در قالب گروههای موضوعی، دادههای به دست آمده از پرسشنامه هایی که میان متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی توزیع شده بود، به همراه دادههای حاصل از بررسی آگهیهای استخدام که مهارتهای مدنظر آن ها جدا شده بود؛ وارد نرم افزار شد؛ سپس دادهها کدگذاری شده و مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. برای افزایش اعتبار و اتکاپذیری دادههای پژوهش، از شیوه بررسی همتایان استفاده شده است، به این صورت که از تیم پژوهش دو نفر که سابقه پژوهش در این حوزه را داشتند، در سه مرحله، هر بار13 درصد از اهداف رفتاری را به صورت تصادفی بررسی کردند. برای تاییدپذیری نیز از زاویهبندی پژوهشگران )استفاده از بیش از دو نفر در پژوهش( و دادهها )استفاده از بیش از دو منبع داده دربرگیرنده آگهیهای بازار کار، دیدگاه متخصصان درباره سرفصل و تحلیل محتوای سرفصل( در پژوهش استفاده شده است. یافتهها: یافتهها نشان داد که از نظر شناختی بیشترین تاکید اهداف رفتاری این سرفصل بر مهارتهای یادآوری و به کار بستن و از نظر دانشی بر دانش روندی و دانش امور واقعی بوده و با دیدگاه متخصصان این حوزه موضوعی نیز همراستا هستند. همچنین میان جامعه پژوهش، بر تعداد محدودی از مهارتهای شناختی 13 گانه و مهارتهای دانشی 11 گانه تاکید شده و میان اهداف رفتاری سرفصل و دیدگاه متخصصان تفاوت وجود دارد و این اهداف با نیازهای بازار کار هماهنگ نیستند. نتیجه گیری: اگر اهداف رفتاری سرفصل بیشتر جنبه عملی و کارگاهی داشته باشد، میتوان بر همخوانی بیشتر آموزش و اشتغال در این رشته افزود تا نیازهای بازار کار و آموزش دانشگاهی همسو و مکمل یکدیگر باشند.
جعفری، محمدتقی، سمیه سادات آخشیک، و رضا رجبعلی بگلو. 1403. ارزیابی انطباق برنامه درسی مقطع کارشناسی علم اطلاعات و دانششناسی با مهارتهای مورد نیاز دانشآموختگان برای ورود به بازار کار بر پایه طبقهبندی بازنگری شده بلوم. علوم و فنون مدیریت اطلاعات. 10 (4): 39-72.
