تحقق اهداف نهایی سیاستگذاری در پرتو استفاده از شیوههایی چون نظرسنجی امکانپذیر نخواهد بود. سیاستگذاری مبتنی برشواهد به عنوان رویکردی جدید به چرخه سیاستگذاری عمومی در بسیاری از کشورها رواج یافته و بر این فرض استوار است که تصمیمهای سیاسی باید در کنار استفاده از قضاوتها و نظرسنجیها با شواهد در دسترس و بر پایه یک تجزیه و تحلیل منطقی اتخاذ شوند. یکی از شواهد مهم در این رویکرد آمار و اطلاعات است. بر این اساس، آمار میتواند در صورت دقت و صحت، کیفیت و ظرفیت سیاستگذاری ملی را ارتقا دهد. هدف تحقیق حاضر تشریح نقش آمار و اطلاعات در گامهای مختلف سیاستگذاری و نشان دادن اهمیت استفاده درست و کارآمد از آمار در اتخاذ سیاستهای بهتر و باکیفیت است. به منظور تحقق این هدف، روش ترکیبی با رویکرد طرح اکتشافی ترتیبی مورد استفاده قرار گرفته است. در این طرح ابتدا دادههای کیفی و به دنبال آن دادههای کمی گردآوری و تجزیه و تحلیل می شوند. به این ترتیب، ابتدا در بخش کیفی مقاله با استفاده از روش فراترکیب 1 چارچوب فرایندی جامعی برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد استخراج شده و در ادامه، در بخش کمی برای گردآوری دادهها، پرسشنامهای طراحی و توسط 15 نفر از خبرگان حوزه سیاستگذاری کشور تکمیل شده است و سپس، برای اعتبارسنجی چارچوب مفهومی پژوهش، آزمون دوجملهای مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل دادههای کمی نشاندهنده اعتبار چارچوب پیشنهادى تحقیق برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد است. بخش انتهایی مقاله حاضر به نقش آمار و اطلاعات و ارائه نمونههایی از کاربرد آمار در گامهای چارچوب فرایندی پیشنهادی برای سیاستگذاری مبتنی برشواهد میپردازد.
نامداریان، لیلا. 1395. سیاستگذاری مبتنی بر شواهد و نقش آمار و اطلاعات در آن. پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات 31 (3): 601-629.
