امروزه، توسعه روندهای علمی و فناورانه از یک سو و نیز گسترش جمعیت آگاه و تحصیلکرده در جوامع که دائما پیامدهای تصمیمات سیاستی را رصد کرده و مورد پرسش قرار میدهند از سوی دیگر، سبب ناکارآمدی سیاستگذاری برپایه عقاید و تجربههای فردی و گروهی شده است. در چنین فضایی، سیاستگذاری باید دانشمحور بوده و در آن از داده، اطلاعات، دانش، خِرد، و نیز ابزارهای تحلیلی مناسب استفاده شود. در همین راستا، اخیرا سیاستگذاری مبتنی بر شواهد بهعنوان رویکردی جدید در حوزه علم و فناوری، در بسیاری از کشورها مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد اکنون بهصورت گستردهای در محافل سیاستگذاری، سازمانهای دولتی و پژوهشی بهکار میرود. سیاستگذاری مبتنی بر شواهد با قراردادن بهترین شواهد و مدارک در فرایند توسعه و اجرای سیاستها به تصمیمگیریهای آگاهانه در مورد سیاستها، برنامهها و پروژههای ملی کمک میکند. بهترین شواهد، شواهد قوی هستند که بهدرستی تهیه شده و از صحت و دقت کافی برخوردارند. در کشور ایران این رویکرد سیاستگذاری در حوزه علم و فناوری، هنوز نو و جدید است و هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ تجربی و عملی کمتر مورد توجه بوده است. از حیث نظری میتوان گفت که مقالات، کتب، و نشریات معدود و انگشتشماری این رویکرد سیاستگذاری را مورد بررسی و مطالعه قرار دادهاند. از حیث عملی و تجربی نیز روند تاریخی سیاستهای علم و فناوری کشور نشان میدهد استفاده از شواهد در سیاستگذاری و در تصمیمگیریهای کلان کشور نقش قابل توجهی نداشته است. از اینرو، کتاب حاضر در تلاش است تا به منظور ترویج رویکرد سیاستگذاری مبتنی بر شواهد در میان پژوهشگران و سیاستگذاران، آن را از ابعاد و جنبههای گوناگون مورد بررسی قرار دهد.
