با تغییر در ساختار اقتصاد جهانی و اهمیت نوآوری به عنوان موتور محرک توسعه، ارتباط دانشگاه و صنعت به عنوان یک سیاست کارا در توسعه و پیشرفت کشور مورد توجه سیاستمداران قرار گرفته است. مطالعات نشان میدهد که کارآمدی کشورهای توسعه یافته ناشی از تولید دانش و استفاده آن در صنعت است که به آنها مزیت رقابتی در بازارها را میدهد. در کشور ما مسئله ارتباط صنعت ودانشگاه و اهمیت آن سالهاست که مورد توجه قرار گرفته است و سیاستهای برای این مهم طراحی شده است ولیکن آنچه در عمل شاهد هستیم عدم شکلگیری یک ارتباط سیستمی بین این دو بخش است. تحلیل تاریخی روند ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران نشان میدهد که فرایند عرضه و تقاضای فناوری در کشور ما دچار اشکال است. در این میان نقش دولت به عنوان ضلع سوم مثلث (دولت، دانشگاه، صنعت) در طراحی سیاستها و ابزارهایی که هر دو بخش صنعت و دانشگاه را به یکدیگر نزدیک کند بسیار مهم است. پژوهشها نشان میدهد که عدم طراحی ابزارهای سیاستی مناسب که از یک طرف قابلیت تحقیق وتوسعه و کسب فناوری در شرکتها را بالا ببرد و از طرف دیگر دانشگاهها را تشویق به برطرف کردن نیاز صنعت کند یکی از عوامل مهم در عدم شکلگیری ارتباط سیستمی صنعت و دانشگاه است. ما در این سخنرانی به بررسی ابزارهای سیاستی موجود در قوانین و آییننامههای کشور پرداخته و خلأها و ظرفیت این ابزارها را برای ارتقاء ارتباط صنعت و دانشگاه را مورد بررسی قرار میدهیم. نتایج پژوهش ما در زمینه ارتباط صنعت و دانشگاه که در این سخنرانی ارائه میشود میتواند به عنوان اولین قدم در باز طراحی سیاستهای مربوط به ارتقاء صنعت مورد استفاده قرار گیرد.
