در تدوين هستيشناسي، ايجاد يك ساختار سلسله مراتبي از مفاهيم اولين، و ايجاد و تعيين نوع روابط بين مفاهم دومين ضرورت است كه در رويكرد ساختار مبنا، فرا روي تدوين كنندگان هستيشناسي قرار دارد. اما پيچيدگيهاي شرايط نمايهسازي و نيز ديدگاههاي متفاوت كاربران نظامهاي بازيابي اطلاعات، ضرورت سومي را با رويكرد كاربر مبنا به عرصه سازماندهي و بازيابي اطلاعات وارد ساخته است. نمايهسازان در بسياري از موارد، هنگام استفاده از اصطلاحنامه در سازماندهي اطلاعات، با توصيفگرهاي متعدد از چند مقولة موضوعي متفاوت مواجه ميشوند كه براي نماياندن يك موضوع اطلاعاتي، مناسب به نظر ميرسد. ابهام در استفاده از توصيفگرهاي مناسبتر هنگام سازماندهي از يك سو و ديدگاههاي متفاوت كاربران نهايي نظامهاي بازيابي اطلاعات از سوي ديگر، گسترش روابط معنايي در اصطلاحنامه را ضروري ميسازد. در هستيشناسي شناخت حدود و ثغور محدودة مفاهيم و مصداقهاي آنها با ابهام كمتري روبرو ميگردد. در چنين شرايطي اختصاص توصيفگرها با قطعيت بيشتر هنگام سازماندهي و امكان تعيين درخواست جستجوي اطلاعات با استفاده از مختصات معنايي، سطح اثربخشي نظام بازيابي اطلاعات را از ديد كاربران افزايش خواهد داد. همچنين وارد ساختن مختصات معنايي به ساختار مفاهيم در اصطلاحنامه، آنرا به سطح مدل مفهومي سلسله مراتب هستي شناسيهاي تخصصي نزديك ميكند. سازماندهي دانش با هدف دستهبندي مفاهيم مشابه به جهانهاي ممكن نيز مينگرد. هر پديدهاي به منزلة يك مفهوم ـ در هستي ، حائز ارتباطي معنايي با ساير مفاهيم است، كه مجموعه اين پديدهها به همراه ارتباط معنايي شان با يكديگر، شبكه مفهومي از هستي را، در جهاني ممكن به تصوير ميكشد. جداي از آنكه دستهبندي و مدلسازي مفهومي را حاصل كشفيات علمي يا ساخت انساني بدانيم، تعيين مفاهيم و روابط معنايي در بافت زباني تعيين شده صورت ميپذيرد. هستيشناسي در واقع ابزار بازنمون دانش در حوزه سازماندهي اطلاعات و هوش مصنوعي است و تأكيد بر كاربرد آن در وب معنايي در دهه اخير مورد توجه دانشمندان اين رشتهاست. هدف از كاربرد هستيشناسي، كاهش ابهام مفهومي در حوزهاي خاص است. كاهش ابهام، نتيجه مستقيم وجود روابط معنايي روشن و دقيق ميان مفاهيم يك علم است. روابط معنايي مجاز در هستيشناسيها براساس نرمافزارهاي گوناگون و بويژه با زبان هستي شناسي RDF و OWL، جديدترين استاندارد زباني كنسرسيوم جهاني ISO/DIS 25964 در بازنمون دانش امكان پذير ميباشد. هستيشناسيها در حوزه هوش مصنوعي و مهندسي دانش رشد يافته و از پويايي بيشتري نسبت به اصطلاحنامهها و فرا اصطلاحنامهها برخوردارند و ميتوانند در سازماندهي و مديريت دانش مبنا قرار گيرند. بر اين اساس ارائه الگويي از هستيشناسي علوم پايه ميتواند در آينده مبناي ساخت هستي شناسيهاي ديگر قرار گرفته و حداقل براي بازيابي اطلاعات پايگاههاي علمي ـ فني مورد استفاده قرار گيرد.
حسینی بهشتی، ملوکالسادات. زودآیند. ایجاد هستیشناسی مبتنی بر اصطلاحنامه فنی- مهندسی ایرانداک. تهران: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.
