در نظامهای حقوقی جهان، از زمان پیدایش موضوع مالکیت فکری بیش از دو قرن میگذرد. امروزه، درباره تفسیر، قلمرو، و توجیه نظام مالکیت فکری، خصوصا در مواجهه با چالشهایی اخلاقی که این نظام برای منافع عمومی جامعه به وجود میآورد، مباحث بسیاری مطرح میشود. پرسش اصلی این است که چگونه میتوان میان حمایت از مالکیت فکری دستاوردهای علمی و فناوری برای پدیدآورندگان و صاحبان این حقوق از سویی، و از سوی دیگر دسترسی جامعه به منافع عمومی این دستاوردها توازن و تعادلی برقرار نمود؟ به نظر میرسد برای پاسخ به این پرسش دو راهبرد کلان میتوان اتخاذ کرد. در راهبرد اول به نحوی پیشینی و فارغ از اراده دولتها در اجرای قوانین، برای توجیه اخلاقی نظام مالکیت فکری به دنبال استدلالهایی اخلاقی برای مشروعیت بخشیدن به این نظام هستیم. و در راهبرد دوم به نحوی پسینی و در مرحله اجرای نظام مالکیت فکری به دنبال شناسایی ظرفیتهای اخلاقی قوانین جاری در این نظام هستیم.
این طرح پژوهشی در چارچوب پژوهشهای اسنادی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای است و چهار هدف اصلی را دنبال میکند: ابتدا جایگاه مطالعات اخلاقی در نظام مالکیت فکری بررسی میگردد. سپس با رویکردی اخلاقی نظریههای مطرح در نظام مالکیت فکری نقد و بررسی میشود. در ادامه به بررسی اخلاقی مالکیت فکری در حمایت از نظام علم، فناوری و نوآوری برای برقراری توازن میان این نظام حقوقی و منافع عمومی جامعه پرداخته میشود. در نهایت با اتخاذ دو راهبرد، ابتدا به معرفی نظریه تکثرگرایی برای توجیه اخلاقی نظام مالکیت فکری و سپس با معرفی استثناهایی بر نظام فعلی حقوق مالکیت فکری به ارائه چارچوبی هنجاری برای امکان تحقق اخلاقی نظام مالکیت فکری در حمایت از توسعه علم، فناوری و نوآوری خواهیم پرداخت.
ثقهالاسلامی، علیرضا. 1398. پیشنهاد و ارائه یک چارچوب اخلاقی هنجاری برای حمایت از مالکیت فکری در نظام علم، فناوری و نوآوری. تهران: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.
