طراحی مدل مفهومی نظام ملی نشر علمی
طراحی و پیادهسازی نظام نشر علمی در سطح ملی یکی از اصلیترین موضوعات مورد توجه محققین، متخصصین و مدیران بالادستی در کشورها بوده و در چشمانداز بیستساله کشور ایران نیز بر آن تأکید شده است. پژوهش حاضر از نوع اکتشافی متوالی و به روش سه سویهسازی است. با استفاده از دادههای کمی و کیفی مؤلفههای نظام نشر علمی استخراج و مدل مفهومی نظام نشر علمی طراحی شد. برای استخراج مؤلفهها و شاخصها از مرور نظاممند متون استفاده شد و 313 مدرک به صورت تماممتن مورد بررسی قرارگرفت؛ سپس برای تعیین وضعیت مؤلفهها و شاخصهای شناسایی شده، در اکوسیستم نشر علمی، چکلیستی از آنها تدوین شد و وضعیت آنها در 12 خرده نظامهای نشر علمی مشاهده شد. بعد از انجام اصلاحات مورد نیاز چارچوب مفهومی نظام نشر علمی طراحی شد و از نظر 30 نفر از متخصصان داخلی و خارجی مورد تأیید قرار گرفت. برای بومیسازی مدل مفهومی متناسب با ظرفیت اکوسیستم نشر علمی کشور از روش کیفی و مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. مشارکتکنندگان در این بخش از پژوهش شامل 19 نفر از خبرگان نشر علمی است. بر اساس مطالعات مرور نظاممند 12 مؤلفه شامل: دسترسی، ارتباطات، کنترل، زیرساخت، پشتیبانی، فناوری، اقتصاد، منابع علمی، ارزیابی، آموزش و اخلاق برای نظام نشر علمی شناسایی شد. این مؤلفهها و شاخصهای آن در خرده نظامهای نشر علمی مورد بررسی قرار گرفت، یافتههای این بخش حاکی از این بود که بسته به نوع، کارکرد، اهداف و قدمت خرده نظامها، از مؤلفههای شناسایی شده استفاده شده بود. خرده نظامهایی که قدمت آن ها بیشتر بود به نسبت از مؤلفهها و شاخصهای نشر علمی بیشتری از خرده نظامهایی که در سالهای اخیر شکل گرفتهاند استفاده کردهاند. نظرسنجی از خبرههای نشر علمی در خصوص مؤلفههای شناسایی شده نیز در اکثر موارد با یافتههای بررسی خرده نظامها همسو و در تعدادی از شاخصها اختلاف داشت. یافتههای بخش بومیسازی نیز نشان میدهد ابعاد شناسایی شده در مدل مفهومی نظام نشر علمی برای طراحی نظام نشر علمی کشور ضرورت دارد، اما با توجه به شرایط اقتصادی، فنی، فرهنگی و زیرساختی در حال حاضر میتوان تعدادی از شاخصها را در اولویت طراحی نظام نشر کشور قرار داد. نتایج مطالعات سهسویهسازی نشان میدهد در هر سه مطالعه مؤلفههای شناسایی شده برای نظام نشر علمی مورد تأیید قرار گرفت و اندک اختلافهایی که در این سه مطالعه وجود داشت به کاربست برخی از شاخصهای نظام نشر علمی مربوط میشود. نتایج بومیسازی مدل نیز حاکی از آن است که، تمامی 12 مؤلفه نظام نشرعلمی مورد توجه خبرگان نشر علمی قرارگرفت و از میان 39 شاخص 21 شاخص به منظور پیادهسازی نظام نشر علمی کشور در اولویت هستند. در مجموع، این پژوهش نشان میدهد تصمیم برای پیادهسازی نظام نشر علمی کشور، سیاستگذاران را ملزم به تدوین برنامه استراتژیک جامع در بافت وسیعتر خواهد نمود، و فرصتی را برای طراحان بوجود خواهد آورد تا بتوانند به طراحی و توسعه استانداردهای تولید، مبادله، توزیع و بهکارگیری اطلاعات علمی بپردازند. به متولیان آثار علمی امکان ارتباطات علمی پایدار و گسترده را خواهد داد زیرا تحقق چنین ارتباط علمی نیازمند زیرساخت مناسب، مقررات اخلاقی، قوانین و مقررات مدون، فرآیندهای تعریف شده، و پشتیبانی صحیح است. توسعهدهندگان سیستم مجال خواهند یافت، مسائل زبانی را به عنوان ابزار ارتباط (با سیستم و متخصصان) ارتقاء دهند. با توجه به شرایط اقتصادی، فنی و فرهنگی اولویتبندی شاخصهای شناسایی شده نظام نشر علمی کشور کمک میکند تا جامعه مراحل اساسی برای تحقق و پیادهسازی نظام نشر علمی را شروع نمایند. برخی از خروجی این نظام برای جامعه، رشد و توسعه علمی کشور در نظام جهانی نشر علمی از طریق ارزیابی کیفیت بروندادهای علمی و نظارت بر اصول اخلاقی، توسعه ارتباطات علمی، کاهش هزینهها از طریق بازنویسی اهداف و وظایف سازمانهایی که کارکرد مشترک دارند، پشتیبانی مناسب از متولیان علم و دانش از طریق حفظ حقوق مادی و معنوی آثار، حفظ امنیت دادهها و برنامهریزی بر اساس آن و بهبود اقتصاد نشر است. امید است با راهاندازی این نظام، شاهد دسترسی گسترده به اطلاعات علمی، توسعه ارتباطات علمی، کنترلهای سازنده، ارتقاء استانداردها، تجدیدنظر در قوانین و سیاستگذاریهای نشر علمی، بهبود مسائل زبانی، ارزیابیهای جامع، رفع مشکلات بدرفتاری علمی، هدفمند شدن آموزشهای حوزه نشر علمی کشور باشیم.
